بی سازی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بی سازی . (حامص مرکب ) بی اسبابی . (یادداشت مؤلف ). بی برگی .نامستعدی . عَزَل . عُزُل . (منتهی الارب ) : سر آن داری امروز که بر ما دو حکیم کار لوزینه کنی ساخته در بی سازی . سوزنی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بی سازی . (حامص مرکب ) بی اسبابی . (یادداشت مؤلف ). بی برگی .نامستعدی . عَزَل . عُزُل . (منتهی الارب ) : سر آن داری امروز که بر ما دو حکیم کار لوزینه کنی ساخته در بی سازی . سوزنی .