بی سر و پا/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(سَ رُ) (ص مر.) ۱- فرومایه، پست، دنی. ۲- ناتوان، عاجز.مترادفها و واژههای مرتبطاوباش، پاشنهترکیده، شرتیشپکی، پست، رذل، ول، فرومایه، ولگرد، هرزه ≠ آدم حسابیواژه قبلی: بی سامانیواژه بعدی: بی سنگ