بی شره
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بی شره . [ ش َ رَه ْ ] (ص مرکب ) (از:بی + شره ) بی آز و طمع. بدون حرص و آز : بغرض دوستی مکن که خواص درس والتین بی شره نکنند. خاقانی . رجوع به شره شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بی شره . [ ش َ رَه ْ ] (ص مرکب ) (از:بی + شره ) بی آز و طمع. بدون حرص و آز : بغرض دوستی مکن که خواص درس والتین بی شره نکنند. خاقانی . رجوع به شره شود.