بی صرفه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بی صرفه . [ ص َف َ / ف ِ ] (ص مرکب ) (از: بی + صرفه ) بی فایده . (ناظم الاطباء). بی سود. بی نفع. (آنندراج ): این جنس بی صرفه است ؛ بی سود است . و رجوع به صرفه شود. ◄ بیهوده . ◄ یاوه . بی معنی . (ناظم الاطباء).