بی عاطفه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بی عاطفه . [ طِ ف َ / ف ِ ] (ص مرکب ) (از: بی + عاطفه ) بی مهر. بی عطوفت . سنگدل . بی رحم . که قوای انفعالی وی ضعیف باشد. رجوع به عاطفه شود.
مترادف و متضاد واژهدان
بیمحبت، سنگیندل سردمهر، نامهربان بیروح، خشک، سرد (متضاد: باعاطفه)
فرهنگ طیفی واژهدان
بیاحساس، بیحس راضی بیتفاوت، بیعلاقه بیتحرک سنگدل، خونخوار، بیرحم
واژگان فارسی سره واژهدان
نامهربان، سنگدل
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی