واژه جو

بی غدر

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

بی غدر. [ غ َ ] (ص مرکب ) (از: بی + غدر) بی مکر. بی حیله . بی نیرنگ . دور از غدر و حیله : صدر دریادل نظام الدین که باشد از قیاس پیش دریای دل بی غدر تو دریا غدیر. سوزنی . رجوع به غدر شود.

معنی بی غدر | واژه جو