بی فرهنگ
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بی فرهنگ . [ ف َ هََ ] (ص مرکب ) (از: بی + فرهنگ ) ناپرهیخته . بی عقل و بی تمیز. (ناظم الاطباء) : مخالفان تو بی فره اند و بی فرهنگ معادیان تو نافرخند و نافرزان . بهرامی . ◄ بی ادب . (یادداشت مؤلف ) : چه گرد بر گرد خرگاه طواف کردن وبا سرپوشیدگان درگاه، در کله مصاف دادن کار منگان ولودگان و بی فرهنگان است . (مقامات حمیدی ). و رجوع به فرهنگ شود.