بی قرار/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(قَ) (ص مر.) ۱- ناپایدار، بی ثبات. ۲- بی صبر، ناشکیبا.مترادفها و واژههای مرتبطبیتاب، ناشکیب، بیصبر، بیطاقت، ناشکیباحیران، سرگشته، سر به گریبانشیدا، شوریدهواژه قبلی: بی عرضهواژه بعدی: بی محل