بی قید
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بی قید. [ ق َ / ق ِ ] (ص مرکب ) (از: بی + قید) بی بند. لاقید. (یادداشت مؤلف ). مطلق العنان و آزاد. (آنندراج ). ◄ لاابالی در کارها. ◄ بی ضبط و ربط. ◄ بی ترتیب . (ناظم الاطباء). رجوع به قید شود.
فرهنگ طیفی واژهدان
یلخی، ول، بیقیدوبند، بیتفاوت، بدقول، تطبیقناپذیر، غافل متعرض، سرکش، متخلف، قانونشکن، وظیفهنشناس سازمان نیافته
واژگان فارسی سره واژهدان
سبکبال، آسانگیر، آزاده
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی