بی مددی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بی مددی . [ م َ دَ ] (حامص مرکب ) بی یار و یاور بودن . نداشتن مددکار : کز بی مددی و بی سپاهی کردم بفریب صلحخواهی . نظامی . در خیال دروغ بی مددیست راستی حکم نامه ٔ ابدیست . ؟
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بی مددی . [ م َ دَ ] (حامص مرکب ) بی یار و یاور بودن . نداشتن مددکار : کز بی مددی و بی سپاهی کردم بفریب صلحخواهی . نظامی . در خیال دروغ بی مددیست راستی حکم نامه ٔ ابدیست . ؟