واژه جو

بی مونس

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

بی مونس . [ ن ِ ] (ص مرکب ) (از: بی + مونس عربی ) بی دوست و همدم . که هم صحبت ندارد: افتاده چو زلف خویش در تاب بی مونس و بی قرار و بی خواب . نظامی . رجوع به مونس شود.

معنی بی مونس | واژه جو