بی موی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بی موی . (ص مرکب ) بیمو. آنکه موی ندارد. (یادداشت مؤلف ): دغسر، اصلع، اعصج ؛ مرد بی موی پیش سر. (منتهی الارب ). صلد؛ سر بی موی . (منتهی الارب ). ◄ أمرد. بی ریش . (یادداشت مؤلف ). ساده .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بی موی . (ص مرکب ) بیمو. آنکه موی ندارد. (یادداشت مؤلف ): دغسر، اصلع، اعصج ؛ مرد بی موی پیش سر. (منتهی الارب ). صلد؛ سر بی موی . (منتهی الارب ). ◄ أمرد. بی ریش . (یادداشت مؤلف ). ساده .