بی نفسی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بی نفسی . [ ن َ ف َ ] (حامص مرکب ) حالت و چگونگی بی نفس . عجز. اضطرار. خموشی از ناتوانی : یکسو افکن ز طبع بی نفسی تات باشد چو روح قدر و خطر. سنائی . و رجوع به نفس شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بی نفسی . [ ن َ ف َ ] (حامص مرکب ) حالت و چگونگی بی نفس . عجز. اضطرار. خموشی از ناتوانی : یکسو افکن ز طبع بی نفسی تات باشد چو روح قدر و خطر. سنائی . و رجوع به نفس شود.