بی نقاب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بی نقاب . [ ن ِ ] (ص مرکب ) (از: بی + نقاب ) بی حجاب . بی برقع. بی روبند : چون روی تو بی نقاب گردد آفاق جمال برنتابد. خاقانی . چو دیدند روئی چنان بی نقاب . نظامی . و رجوع به نقاب شود.
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی