بی وزنی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بی وزنی . [ وَ ] (حامص مرکب ) حالت و کیفیت بی وزن : برآشفتم از سختی کارشان ز بی وزنی بیع بازارشان . نظامی . چو بی وزنیی باشد اندازه را بلندی کجا باشد آوازه را. نظامی . ♦ حالت بی وزنی ؛ (اصطلاح فضانوردی ) حالت خروج از قوه ٔ جاذبه ٔ زمین . قرار گرفتن در حالتی که قوه ٔ جاذبه از میان برود.
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی