بی پایاب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بی پایاب . (ص مرکب ) عمیق . ژرف . که عمق آن معلوم نیست : رسیده در بیابانهای بی انجام و بی منزل برون رفته ز دریاهای بی پایاب و بی پایان . فرخی . وقتی در آبی تا میان دستی و پایی میزدم اکنون همان پنداشتم دریای بی پایاب را. سعدی .
مترادف و متضاد واژهدان
ژرف، عمیق (متضاد: پایاب)