بی چشم و رو
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بی چشم و رو. [ چ َ / چ ِ م ُ ] (ص مرکب ) سخت بی حیا. کسی که هر چیز را روشن و آشکار با بی ادبی تواند گفت . بی شرم . رک گو. (ازیادداشت بخط مؤلف ). بی حیا. (آنندراج ) : بی چشم و روتری ز تو ای باغبان کجاست گل چیده ای و شرم ز بلبل نکرده ای . محسن تأثیر (از آنندراج ). ◄ نمک ناشناس . ناسپاس . (یادداشت بخط مؤلف ).