واژه جو

بی گدار

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

بی گدار. [ گ ُ ] (ص مرکب ) (از: بی + گدار = معبر) بی معبر. ♦ بی گدار به آب زدن ؛ احتیاط نکردن . بی پروا به کاری پرداختن . رجوع به گدار شود.

فرهنگ املایی واژه‌دان

واژه ثبت‌شده در فرهنگ املایی

معنی بی گدار | واژه جو