بی یاور
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بی یاور. [ وَ ] (ص مرکب ) بی کمک . بی معین . بی مددکار : دنیا خطر ندارد یک ذره سوی خدای داور بی یاور. ناصرخسرو. در آن حیرت آباد بی یاوران زدم قرعه بر نام نام آوران . نظامی . رجوع به یاور شود.
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی