بیابانک
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بیابانک . [ ن َ ] (اِخ ) دهی از دهستان سرخ بخش مرکزی شهرستان سمنان است و دارای ٢٠٠ تن سکنه است . نام ایستگاه راه آهن نیز میباشد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٣). ◄ نام موضعی است . ازآنجاست علاءالدوله ٔ سمنانی . (رشیدی ). ناحیه ای در کویر نمک مشتمل بر چندین قریه مهمترین آنها جندق است .
بیابانک . [ن َ ] (اِ مصغر) صحرای خرد و کوچک . (ناظم الاطباء).
بیابانک . [ ن َ ] (اِخ ) دهی از دهستان سرخه است که در بخش مرکزی شهرستان سمنان واقع و دارای ١٢٠٠ تن سکنه است . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٣).