بیابان/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین[ په. ] (اِمر.) صحرای بی آب و علف، دشت لم یزرع.مترادفها و واژههای مرتبطشورهزار، بادیه، بدو، برهوت، تیه، دشت، صحرا، صحرایبیآبوعلف، فلات، قفر، نجد، وادی، هامون ≠ آبادیواژه قبلی: بیاواژه بعدی: بیابان گرد