بیاد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بیاد. (اِ مرکب ) بیداری و هشیاری که نقیض خواب و مستی است . (برهان )(آنندراج ) (انجمن آرا) (ناظم الاطباء) (رشیدی ). این کلمه را سروری بمعنی بیداری مقابل خواب آورده و غلط است چه یاد بمعنی بیداری است و بیاد بمعنی به بیداری و در بیداری است . (یادداشت بخط مؤلف ) : که افراسیابش بسر برنهاد نبودی جدا زو بخواب و بیاد. فردوسی .
بیاد. [ ب َ ] (ع مص ) هلاک گردیدن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).