بیت الحرام
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(بِ تُ لْ حَ) [ ع. ] (اِمر.) خانة مقدس و محترم، بقعة متبرک.<br>
فرهنگ فارسی معین
(بِ تُ لْ حَ) [ ع. ] (اِمر.) خانه مقدس و محترم، بقعه متبرک.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بیت الحرام . [ ب َ تُل ْ ح َ ] (اِخ ) بیت الدعا. کنایه از مکه ٔ معظمه . (آنندراج ). کعبه . بیت اﷲ. خانه ٔ خدا. بیت العتیق : خداوند خواندش بیت الحرام بدو شد ترا راه یزدان تمام . فردوسی (شاهنامه چ بروخیم ج ٧ ص ١٨٤٦). پیاده بیامد به بیت الحرام سماعیلیان زو شده شادکام . فردوسی . به قندیل شامی شد آراسته مساجد ز کردار بیت الحرام . سوزنی . صدر تو بیت الحرام اهل نظم است از قیاس بنده از سالی بسالی زایر بیت الحرام . سوزنی . دیده بردار ای که دیدی شوکت بیت الحرام قیصران روم سر بر خاک و خاقان بر زمین . سعدی . بدو گفت سالار بیت الحرام که ای حامل وحی برتر خرام . سعدی . گرد بیت الحرام خم حافظ گر نمیرد بسر بپوید باز. حافظ. رجوع به بیت الحرام شود. ◄ در اصطلاح صوفیه، بیت الحرام کنایت از قلب انسان کامل است، که حرام است بر سوای محبوب که هرکه صاحب دلی چنین باشد طلب و طالب است و هم مطلوب . (اصطلاحات شاه نعمت اﷲ از فرهنگ مصطلحات عرفا تألیف سجادی ص ٩٢).