بیجا
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بیجا.(ق مرکب ) بی هنگام . بی وقت . بی موقع. (ناظم الاطباء).
مترادف و متضاد واژهدان
بیخود، بیفایده، بیهوده بیمناسبت، نابههنگام، بیمورد، بیموقع، بیوقت، بیهنگام نابجا، نادرست، ناروا، ناشایست، ناصواب نامتناسب، نامناسب ناموجه، ناوارد (متضاد: بجا، روا) لامکان بیمکان، نامتحیز
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی