بیحضور
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بیحضور. [ ح ُ ] (ص مرکب ) غایب . ◄ غافل و بی خبر. (ناظم الاطباء) : ترا که در لب نوشین هزار گونه شفاست چرا همیشه مرا بیحضور باید داشت ؟ ملاشانی تکلو (از آنندراج ). ◄ مضطرب . ◄ آزرده و رنجیده . ◄ خشمناک . (ناظم الاطباء).