بیدار/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(ص.) ۱- کسی که در خواب نباشد؛ مق خوابیده. ۲- آگاه، هوشیار.مترادفها و واژههای مرتبطناخفته، ساهرآگاه، متنبه، متوجه، هشیار، هوشیارمتیقظواژه قبلی: بیدادواژه بعدی: بیداربخت