بیرون سرا
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بیرون سرا. [ س َ ] (اِ مرکب ) برون سرا. بیرون سرای . ◄ زری که در غیر ضرابخانه سکه شده باشد. (از برهان ) (از جهانگیری )(از رشیدی ) (از انجمن آرا) (از ناظم الاطباء). آن رابیرونی نیز گویند. (آنندراج ). برون سرا : به اول سینه با من همچو سیم پاک بنمودی به آخرامتحان کردم زر بیرون سرا بودی . نزاری . رجوع به برون سرا شود.