بیرونی/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(ص نسب.) ۱- خارجی. ۲- بخشی از عمارت که مخصوص پذیرایی مهمانان بودهاست. ۳- بیگانه.مترادفها و واژههای مرتبطبرونی، خارجی ≠ درونی، اندرونیظاهری ≠ باطنیبیگانه، خارجی، غریبه ≠ آشنا، خودیواژه قبلی: بیرون آمدنواژه بعدی: بیزار