بیرون/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین[ په. ] (اِ.) ۱- خارج. ۲- ظاهر چیزی. ۳- محلی که برای وقت گذرانی به آن جا میروند.مترادفها و واژههای مرتبطبرون، خارج ≠ درونظاهر ≠ باطنواژه قبلی: بیروواژه بعدی: بیرون آمدن