بیزاور
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بیزاور. [ وَ ] (ص مرکب ) (از: بی + زاور) بی پرستار. بی سرپرست . آنکه تیمار او ندارد. که کس تعهد کار او نکند : مگر بستگانند و بیچارگان و بی توشگانند و بیزاورا. ؟ (از لغت فرس اسدی ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بیزاور. [ وَ ] (ص مرکب ) (از: بی + زاور) بی پرستار. بی سرپرست . آنکه تیمار او ندارد. که کس تعهد کار او نکند : مگر بستگانند و بیچارگان و بی توشگانند و بیزاورا. ؟ (از لغت فرس اسدی ).