بیطاری
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بیطاری . [ ب َ ] (ص نسبی ) منسوبی است از بیطار. (انساب سمعانی ). رجوع به بیطار شود.
بیطاری . [ ب َ ] (حامص ) بیطرة. دانش پزشکی ستوران . دانش بیطار. کار بیطار. دانش معالجه ٔ امراض مواشی و دواب . (یادداشت مؤلف ). علمی که بدان رنجهای ستور را مداوا کنند. (ناظم الاطباء) : کسی ز عیسی مریم نجست بیطاری . کمال اسماعیل . ♦ بیطاری کردن ؛ مداوا کردن رنجهای ستور را. (ناظم الاطباء)