بیلاق
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بیلاق . (اِ) خانه ای سرد که جهت تابستان در زیر زمین کنند. (آنندراج ). جای سرد که در زیر زمین جهت تابستان کنند. (ناظم الاطباء). احتمال اینکه دگرگون شده ٔ ییلاق (منسوب به یای ترکی = تابستان بمعنی جای تابستانی ) باشد نیز هست . ◄ گل . ◄ شکوفه . ◄ باغ . ◄ تیری که پیکانش دوشاخه باشد. (ناظم الاطباء).
بیلاق . (اِخ ) دهی از دهستان رستاق بخش خمین کمره ٔ شهرستان محلات است و ٢٨٢ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ١).