بیمار/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(ص.) ۱- مریض، دردمند. ۲- ناتوان، رنجور.مترادفها و واژههای مرتبطآهمند، بستری، دردمند، رنجور، سقیم، علیل، علیلالمزاج، مریض، معلول، منهوک، ناتندرست، ناخوش، ناسالم ≠ سالمواژه قبلی: بیمواژه بعدی: بیمارستان