بینونت
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بینونت . [ ب َ / ب ِ نو ن َ ] (از ع، اِمص ) (از بینونة عربی ) جدائی و مفارقت . (غیاث ) (ناظم الاطباء). تباین . ابانت . بین . مباینت . ناسازگاری . ناسازواری . دوگانگی . (یادداشت مؤلف ). ◄ جدا شدن . بریدن . (یادداشت مؤلف ). رجوع به بینونة شود.