واژه جو

بینگیختن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

بینگیختن . [ ی َ گی ت َ] (مص ) انگیختن . انگیزاندن . رجوع به انگیختن شود. ♦ بینگیختن بر ؛ تهییج کردن بر. (یادداشت مؤلف ).

معنی بینگیختن | واژه جو