بیهوده/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(دِ)(ص.) = بیهده:۱ - باطل. ۲- بی - ثمر، بی فایده. ۳- بی معنی، پوچ، یاوه.مترادفها و واژههای مرتبطاراجیف، دروغ، ژاژ، لاطائل، مزخرف، مهمل، واهی، هذیان، یاوهباطل، بیاثر، بیثمر، بیجهت، بیحاصل، بیخود، بیخاصیت، بیسبب، بیفایده، بیمعنی، بیمصرف، بینتیجه، پوچ، عاطل، عبث، کشکی، لغو، ناسودمند، نامربوط، هجو، هدر، هرزه، هیچواژه قبلی: بی همالواژه بعدی: بی هوش