بیهوش کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بیهوش کردن . [ ک َ دَ ] (مص مرکب ) با دارو اغماء آوردن . (یادداشت مؤلف ). بواسطه ٔ داروی بیهوشی شخص را مدهوش کردن . (ناظم الاطباء): اصعاق ؛ بیهوش کردن . (منتهی الارب ). رجوع به بیهش کردن شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بیهوش کردن . [ ک َ دَ ] (مص مرکب ) با دارو اغماء آوردن . (یادداشت مؤلف ). بواسطه ٔ داروی بیهوشی شخص را مدهوش کردن . (ناظم الاطباء): اصعاق ؛ بیهوش کردن . (منتهی الارب ). رجوع به بیهش کردن شود.