بیکران/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(کَ) (ص مر.) بی پایان، نامحدود.مترادفها و واژههای مرتبطبیپایان، بیکرانه، نامحدود ≠ کرانمندواژه قبلی: بیکبارواژه بعدی: بیکینی