بیگار/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(اِ.) کار بی مزد.مترادفها و واژههای مرتبطبیگاری، سخره، شاکار، شایگان، کار بیمزد ≠ مزدوریواژه قبلی: بیکینیواژه بعدی: بیگانه