بیاهمیت
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
کماهمیت، بیمقدار، بیهوده، بیاثر، الکی، نامحسوس، ناچیز، قابل اغماض بازاری، آبگوشتی، ولش کوچک، علیالسویه، مختصر، حقیر، کمارزش بیمحتوا، بیمعنی دستخوش، درمعرض، دچار، مغلوب، تحت سیطره، منفعل فاقد ارجحیت یا اولویت، غیر ضروری