بیبری
/vâže/
مترادف و متضاد واژهدان
بیبرگی، بیحاصلی، بیباری بیپولی، بیسرمایگی، بیمایگی، بینوایی، تنگدستی، تهیدستی، فقر، مسکنت (متضاد: دولتمندی، تمکن، غنا)
/vâže/
مترادف و متضاد واژهدان
بیبرگی، بیحاصلی، بیباری بیپولی، بیسرمایگی، بیمایگی، بینوایی، تنگدستی، تهیدستی، فقر، مسکنت (متضاد: دولتمندی، تمکن، غنا)