بیتجربه/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهواژگان فارسی سره واژهدانواژگان فارسی سره واژهدانخام کاری، خام دستمترادفها و واژههای مرتبطتازهکار، خام، کمتجربه، مبتدی، ناآزموده، ناپخته، ناشی، نامجرب ≠ آزموده، آگاه، باتجربه، خبره، کارکشته، کهنهکار، مجربواژه قبلی: بیتاملواژه بعدی: بیتدبیر