بیتقوا بودن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
بیدین بودن، کفر گفتن، ازخدا نترسیدن، شرور بودن، نفرین کردن میخوردن، منبر سوزاندن، بیحجاب بودن، بدحجاب بودن، فسقوفجور کردن گمراه شدن، ازراه راست منحرف شدن، لغزیدن، بدعت کردن، بهبیراهه رفتن، منحرف شدن، خطا کردن، گناهکار بودن