بیحس کردن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
بیهوش کردن، فلج کردن، هیپنوتیز کردن، تخدیر کردن، دوا دادن، سرد کردن، سست کردن، ضربه زدن، سیر کردن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
بیهوش کردن، فلج کردن، هیپنوتیز کردن، تخدیر کردن، دوا دادن، سرد کردن، سست کردن، ضربه زدن، سیر کردن