بیشکلی
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
آمورفیسم، فقدان فرم، بینظمی، آشفتگی عدم وضوح، تاری، کوری، سیاهی، تاریکی، گرگومیش، رنگپریدگی پیدایش، ماده اولیه، لجه، ابر، چیز بیشکل، خمیر، سایه، گاز، مایع توسعهنیافتگی، عقبماندگی درهم برهمی، بههم ریختگی، تلاطم