بیفایده بودن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
عدم استفاده، فقدان استفاده، زیادت، بینتیجگی، بیحاصلی، اتلاف وقت، تکلف، بیهودگی، امرمحال عدم کفایت تضییع، اتلاف اضرار، خسران
استفاده نداشتن، وقت را تلف کردن، کمکی نبودن، بیحاصل بودن بهدردنخوردن، بهدردی نخوردن زحمت بیخودی کشیدن، هرز رفتن، تلف شدن سترون بودن