تأثیر داشتن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
اثر داشتن، ارتباط داشتن، برد داشتن نفوذ داشتن، حرفش دررو داشتن، بهحرفش گوش دادن، مهم بودن اثر گذاشتن (بخشیدن، کردن)، کارگر بودن، بیتأثیر نبودن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
اثر داشتن، ارتباط داشتن، برد داشتن نفوذ داشتن، حرفش دررو داشتن، بهحرفش گوش دادن، مهم بودن اثر گذاشتن (بخشیدن، کردن)، کارگر بودن، بیتأثیر نبودن