تأسیس کردن
/vâže/
مترادف و متضاد واژهدان
احداث کردن، دایر کردن ایجاد کردن، به وجودآوردن بنیاد کردن، پی افکندن، پایهگذاری کردن، پیریزی کردن
فرهنگ طیفی واژهدان
بنیاد نهادن، ثبت کردن، دایر کردن، فعال کردن، راه انداختن، برپا کردن، تشکیل دادن، افتتاح کردن شرکت دادن
واژگان فارسی سره واژهدان
پایه گزاری کردن، بنیان گزاردن، بنیانگذاری کردن