تألیف کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~. کَ دَ) [ ع - فا. ] (مص م.) نوشتن کتاب.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~. کَ دَ) [ ع - فا. ] (مص م.) نوشتن کتاب.
مترادف و متضاد
کتابنوشتن تدوین کردن، گردآوری کردن، فراهمآوردن، جمعآوری کردن سازوار کردن الفت دادن، دمساز کردن