تاب بازی/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوملغتنامه دهخدا ـ ویرایش دومتاب بازی . (حامص مرکب ) نوعی بازی باشد. رجوع به تاب شود.مترادفها و واژههای مرتبطآبرک، ارجوحه، بادپیچواژه قبلی: تاب افکندنواژه بعدی: تاب برداشتن